خرید بک لینک
نکتـه : یه مسعـله ، همزه نداریم (!)"تضـاد"
مـرز هـا واهـی
خط و دشمن هم خیـالـی
زشت شـد زیبـا
سیاست هـا و قدرت های آن مردان در چپ مجلسِ خون و تفنگ و تیر و تیربـاران
اسـیدی ، تلخ ، خونین زهـر شد باران

هـر طرف را دید آن دیوانـه دیـوار
دیـوار ، دیـوار ، دیـوار
قلب برلـین را کشــید دیـوار آن مسخر شـدِ قـدرت
هر مسلمـان داعـشی دید
هر طـرف را مرز خود کـرد
چه در اذهـان ، چه در بنـدش
و هـر بندی که دیم پر ز اِنسان بود و هر شـهرش پر از زنـدان

خـانه هـا خـالـی
کودکـان فحشـا
هر تضادی دیدم آن شـب هـا
نبوییـدم گلـی ، آنجا نروییده ـَست انگـار
هر طـرف سیگـار و تَه سیگـار و تَه سیگــار
هر طـرف را بند و دیـوار

شب هـا خامـوش
روز هـا سرکش
بدن هـا جای خون تَـرکش

جنـگ هـا در راه
خانـه ها خـالـی
کودکـان، فحشـا
و جسـد هـایی تَـهِ دریـا ...

تقـدیم بـه اَدونیس
خرداد 93
ن.راد

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 17 خرداد 1395 ساعت: 23:19

صفحه بندی