خرید بک لینک

یک روز در خانه نشسته بودم دیدم تلفن زنگ زد ...
تلفنو برداشتم دیدم جیمز باند مامور 09134735339 هست .
گفتم چیکار داری گفت من بین یه لشکر آدم کش گیر کردم بیا نجاتم بده . منم رفتم کامل خودمو تجهیز کردم و بیست و چهارتا نارنجک به کمر بستم ، چهارتا کلت ورداشتم ، کلاشینکفم که یار قدیمیم از اونجا رفتم پیش مستر فاکس رفیق بتمن و ماشین بتمنم ازش قرض گرفتم و به سوی جیمز باند به حرکت افتادم ...

رفتم و رفتم تا رسیدم به جیمز باند . همه نارنجکا رو منفجر کردم و خواستم همه رو بکشم
.
.
.
.
.
.
که یه هو از خواب پریدم .
حالا امشب که خوابیدم قسمت بعدی رو می بینم بهتون میگم : دی

باتشکر

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 17 خرداد 1395 ساعت: 21:00

صفحه بندی